قالب وبلاگ
بازی رایانه
بیش تر مطالب این وبلاگ از سایت های دیگر می باشد. 
ببخشید بابت تاخیر در دادن مطالب امکان جدید وب ما ، بخش help meترینر و یا کد تقلب هر بازی را که خواستید در بخش نظرات بگذارید.قالب جدید هم به نظرتون قشنگه؟

[ شنبه هفتم بهمن 1391 ] [ 16:21 ] [ max ]

بیو گرافی:

اتزیو متولد 1459 در فلورانس بود،فرزند دوم جیوانی و ماریا آدیتوره . وی تا 17 سالگی چیزی از اساسین ها و تمپلار ها و حتی شغل واقعی پدرش نمیدانست.
در سال 1476 اتزیو و برادر بزرگترش فدریکو با وارد دعوایی با ویری (Vieri de' Pazzi) میشود.در این درگیری اتزیو و برادرش تمامی همراهان ویری را لت و پار میکنند اما قبل از اینکه بتوانند به ویری صدمه ای بزنند،او فرار میکند.در طی این درگیری گوشه ی لب اتزیو زخمی میشود و برادرش او را نزد پزشک میبرد تا اتزیو ر ا درمان کند.)توضیح:این زخم حتی بر لب دزموند و الطائر دیده میشود(.بعد از آن اتزیو با برادرش مسابقه میدهند تا به کلیسایی که به آن دو نزدیکتر است بروند و از ساختمان کلیسا بالا بروند.برادر وسطی مسابقه را میبرد و دو برادر از بالای کلیسا شهر را مینگرند.بعد از آن از هم خداحافظی میکنند،بعد از آن اتزیو به خانه کریستینا (Cristina Vespucci ) میرود و شب را با او میگذراند . صبح با ورود پدر کریستینا و شوکه شدن او اتزیو از خواب میپرد و از پنجره ی اتاق کریستانا به بیرون میپرد تا راهی خانه اش شود .
اتزیو بعد از ملاقات با پدرش،میبایست نامه هایی را از سوی پدرش به اشخاص مورد نظر برساند.بعد از بازگشت دوباره ی وی به خانه،خواهرش را گریه کنان میابد،خواهر اتزیو مورد بی مهری نامزدش قرار گرفته بود .. اتزیو بعد از پیدا کردن نامزد خواهرش او و دوستانش را کتک زد و به آن مرد گفت که از کلودیا دور بماند . باز هم اتزیو به خانه بازگشت و این بار برادر کوچکترش پیتروچیو از او خواست چند پر عقاب از پشت بام خانه ها برایش جمع آوری کند.مادر اتزیو هم از او خواست تا پیش لئوناردو داوینچی برود و نقاشی هایی که سفارش داده بودد از او بگیرد.لئوناردو از دوستان بسیار صمیمی اتزیو بود.

 

اعدام آدیتوره
من
 تو رو به خاطر کاری که کردی میکشم...!(خواهم کشت ) نقل قول از اتزیو به ابروتو آلبرتی بعد از مشاهده اعدام خانوده اش در سال 1486 بعد از کامل کردن کارهای خانواده اش به خانه بازمیگردد،انگار که خانه چپاول شده....پدر و برادرانش گم شده اند و مادر وخواهرش پنهان شده اند.اتزیو متوجه میشود که پدر و برادرانش دستگیر شده اند،او خودش را Palazzo della Signoria میرساند جایی که آنها زندانی شده بودند.از ساختمان آنجا بالا میرود،پدرش را از پشت میله ها سلول ملاقات میکند،جیووانی به وی میگوید که به دفتر شخصیش برود و تمامی چیزهایی که در صندوقچه است به ابرتو آلبرتی ،دستیار لورنزو مدیچی از دوستان نزدیک
خانواده آدیتوره ببرد
.اتزیو همین کار را کرد درون صندوقچه اسنادی بود که بیگناهی خانواده ی آدیتوره را ثابت میکرد.فردای آن روز اتزیو به دیدار پدرش در Piazza della Signoria رفت.اما اینبار برادران و پدر خود را پای چوبه ی دار میدید،آلبرتی هم جرم آنها را میخواند،اوبرتو به خانواده ی آدیتوره خیانت کرد،این آخرین لحظه ای بود که اتزیو چهره ای عزیزانش رامیدید،اوبرتو فرمان اعدام را داد.اتزیو فریاد میزند و از جمعیت میگذرد تا پدر و برادرانش را نجات دهد اما دیگر دیر شده بود وتوانایی مبارزه با آن همه سرباز را نداشت.
در همین حین که به سمت چوبه ی دار میامد اوبرتو اتزیو را خشمگین میبیند و فریاد
میزند که او هم باید دستگیر شود،اتزیو از دست سربازان فرار میکند،تعدادشان خیلی زیاد است.
اتزیو به زنان خیابانی پناه میبرد و در بین آنها قایم میشود.در اینجا او به پائولا از آشنایان خانواده ی آدیتوره آشنا میشود.او وی را از دست سربازان قایم میکند .
[ سه شنبه نوزدهم دی 1391 ] [ 16:41 ] [ max ]
یا سلام خدمت دوستان گرامی.از امروز بخش جدید یعنی بیوگرافی رو براتون می زارم.بیوگرافی هر شخصیت در هر بازی را در بخش نظرات بگذارید.




[ سه شنبه نوزدهم دی 1391 ] [ 16:37 ] [ max ]
مقدمه
سری بازی Unchartedیکی از بهترین سری بازیهای این دهه و حتی تاریخ بازی میباشد.نسخه ی دوم این بازی یکی از بازیهایی بود که از همه ی لحاظ کامل بود و به نظر بنده تابحا ل بهترین گرافیکی میباشد که دیده شده است.
تاریخ انتشار نسخه ی اول بازی Uncharted : Drakes Fortune:
16 نوامبر سال 2007 میلادی
تاریخ انتشار نسخه ی دوم بازی Uncharted 2 : Among Thieves:
13 اکتبر سال 2009 میلادی
تاریخ انتشار نسخه ی سوم بازی :Uncharted 3 : Drakes Deception
1 نوامبر سال 2011 میلادی

داستان بازی
در این نسخه از بازی داستان کمی پیچیده تر شده است.در واقع داستان دو شاخه دارد.یک شاخه ی داستان این است که ناتان دریک شخصیت اصلی بازی باید با زنی که ادعا میکند حلقه ی جد ناتان برای او است بر سر حلقه بجنگد.شاخه ی دیگر هم این است که ناتان باید در بیابانی در عربستان دنبال شهری گمشده بگردد و ماجراجویی خود را از سر بگیرد.دوست و همراه پیر و قدیمی ناتان یعنی سالیوان هم در این سفر همراه او خواهد بود.به نظر میرسد که این سخت ترین سفر ناتان ماجراجو خواهد بود.
حال باید دید که ناتان با دشمن جدیدش Katherine Marlowe چکار خواهد کرد و ایا این زن مرموز در پیدا کردن شهر گمشده ای که در عربستان است هم با ناتان رقابت دارد؟!جوابش را باید چندوقت بعد در تریلری دیگر دید.به نظر میاید قسمت اعظم بازی در فرانسه و صحرای عربستان اتفاق می افتد.در تریلری دیدیم که سالی و ناتان از دست مزدوران Marlowe فرار میکنند.
باید دید که چگونه ناتان میتواند از صحرا در برود یا شاید راهی در ان شهر گمشده وجود داشته باشد که بتواند فرار کند از افتاب سوزان صحرا.

گرافیک بازی
شاید بعضی ها فکر کنند که گرافیک بازی هیچ تغییری نسبت به قبل نکرده باشد.ولی اگر با کمی دقت به تریلر های منتشر شده نگاه کرد می فهمیم که گرافیک بازی بسیار پیشرفت کرده و حتی شاید دوبرابر شده است.البته باز هم تا انتشار بازی ماه ها مانده است و باید منتظر ماند و دید در زمان عرضه بازی به چه اندازه ای پیشرفت میکند.در تریلر هایی که منتشر شده است میبینیم که افکت اتش بازی بسیار بسیار پیشرفت کرده و خیلی زیبا شده است.یک مرحله از بازی فقط این است که ناتان و سالی باید از یک کلیسایی که مزدوران ان را اتش میزنند فرار کنند و باید فقط نشست و گرافیک زیبای بازی را در ان مرحله تماشا کرد.

موسیقی و صداگذاری
در همه ی نسخه های این بازی صدا گذاری شخصیت ها و موسیقی حرف نداشت. در تریلر اخر بازی اگر به موسیقی قالب ویدئو به دقت گوش دهید میتوانید ملودی زیبای بازی را با تمام وجود احساس کنید. در دموی کلیسا پارت 1 هم تمی وجود دارد که به صورت عربی اهنگسازی شده است.
به جرات می توان گفت که درصداگذاری هم این بازی درست مانند نسخه های قبل هیچ کم و کسری نخواهد داشت. نولان نورث صداپیشه ی معروفی است که به جای بسیاری از شخصیتهای بازی ها حرف زده است. از جمله : Prince Of Persia,Desmond Miles,… صدا پیشه های سالیوان و النا فیشر هم بسیار خوب کار کردند. در واقع این بازی را با صداهایشان به یادگاری برای نسلهای بعد بدل کردند. به تازگی هم صداپیشه ی مارلو به انها اضافه شده است و به نظر میرسد که کار خودش را خوب بلد است. چرا که به راحتی از روی صدایش میتوان فهمید که کیفیت کار وی در چه حد و اندازه هایی است.

[ دوشنبه هجدهم دی 1391 ] [ 19:23 ] [ max ]
بازی در بندر حمل و نقل هنگ کنگ آغاز می شود . جایی که پلیس مخفی ، Wei Shen ، پس از یک معامله
نا موفق بر سر مواد مخدر به زندان می افتد . وی در زندان دروست قدیمی اش ، Jackie Ma ، را می بیند .
جکی به وی پیشنهاد می دهد که هنگامی که آزاد شدند ، به گروهشان بپیوندد . وی با رئیسش ،
Thomas Pendrew ، به همراه دستیارش ، Raymond Mak ، در اتاق بازجویی زندان دیدار می کند . وی
ادعا می کند که هم اکنون با گروه ، Sun on Yee ، پیوند دارد !
پس از آزادی از زندان ، جکی وی را به Winston Chu ، یکی از red pole های سان آن یی و فرمانده "Water Street Gang" ،
معرفی می کند . وینستون برای ثابت شدن وفاداری او ، وی را به ماموریت "virous" می فرستد تا قلمرویش
را از رقیبش ،Sam “Dogeyes” Lin فرمانده "Jade Gang" ، باز پس گیرد ! در طی این ماموریت ، وی بدست
بازرس Jade Teng دستگیر می شود اما مجددا پندرو وی را آزاد می کند و هویت واقعی او را برای بازرس تنگ آشکار می سازد !
وینستون تصمیم بر تهاجمی به یکی از انبار های Dogeyes می گیرد . هرچند انجام این کار ، باعث رنجانیدن
رئیس و Dragon Head سان آن یی ، Uncle Po ، خواهد شد . وی وینستون را متقاعد به دزدی از Gogeyes
و دادن پیشنهاد سود زیادی از Jade Gang به آنکل پو می کند . وی با موفقیت این کار را انجام می دهد و به
طور کامل اعتماد Water Street Gang را بدست می آورد . سپس وینستون با آنکل پون تماس می گیرد و
درخواست ملاقاتی را با اون به همراه وی می کند .
ریموند ، دستیار پندرو ، نگران آن است وی شن به یکی از آن ها تبدیل شود ! به همین دلیل به او اطمینان
ندارد و به وی مشکوک است . با این حال ، ریموند هم مانند وی شن خواستار نابودی سان آن یی است !
در طی مراسم عروسی وینستون و نامزدش ، Peggy Li ، “18K” به آن ها حمله می کند . در میان جنگ
وینستون و پگی کشته شده و آنکل پو شدیدا زخمی می شود اما وی اورا به بیمارستان می رساند . به
خاطر نجات زندگی اش ، آنکل پو وی را به رتبه ی Red Pole ارتقا داده و به جای وینستون ، او را فرمانده
Water Street Gang می سازد .
هنگامی که Henry “Big Smile” Lee ، یکی red pole های سان آن یی می شود ، تهدید می کند که
قملروی Water Street Gang را تسخیر کند ! اما وی امتناع می کند و سرسپردگان لی در ترساندن وی
ناموفق می شوند ! با این حال ، برای جلوگیری از رسیدن لی به اهداف خود ، وی با red pole گروه "Broken Nose"
،‌ جیانگ ، وارد اتحاد می شود .
در طول جلسه ای که وی با red pole های دیگر و آنکل پو در بیمارستان داشت ، باید رئیس موقت انتخاب
می شد . جیانگ برادرزاده ی آنکل پو ، “Two Chin” Taso ، را برای جلوگیری از نامزدی خو با لی پیشنهاد
می کند . وی با اشاره به خرابکاری تاسو ، سعی دارد تا او را بی کفایت جلوه دهد !
زمانی که آنکل پو به طوری ناگهانی می میرد ، پندرو به وی می گوید که زمان پلیس مخفی بودن تو به پایان
رسیده است ! اما وی اعتراض می کند : اگر لی Dragon Head شود ، سان آن یی خیلی بد از دوره ی آنکل
پو می شود !
نا فرمانی وی ، پندرو را خشمگین می کند . به همین دلیل ، پندرو اطلاعاتی را در مورد عملیات های مخفی
وی را برای لی فاش می کند !
لی دستور می دهد تا جکی را بربایند تا از این طریق وی را فریب دهد . اگر چه وی جکی را آزاد می کند ولی
جکی دوباره ربوده و توسط 18K کشته می شود ! وی دستگیر شده و تحت شکنجه قرار می گیرد اما موفق
به فرار می شود و برای کشتن لی شروع به کشتن مردان او می کند ! پس از تعقیب و گریزی طولانی و
دشوار ، وی لی را می کشد .
ریموند وی را تحسین می کند و به او تبریک می گوید اما به ریموند خبر می رسد که درجه ی پندرو به اینترپل
ارتقا داده شده است ! در نتیجه هر گونه شکایتی علیه او شنیده نخواهد شد !
جیانگ ، که قدرت او در سان آن یی تثبیت شده است و در حال صعود و تبدیل شدن به رئیس است ، بر وی
نظارت دارد ! با وجود آن که مخفی بودن وی فاش شده است اما او بر زندگی وی چشم پوشی کرده و با
توجه به وفاداری هایی که وی در حق او کرده ، برای نشان حسن نیت خود یک بسته همراه با ویدئویی
حاوی جزئیات مرگ آنکل پو توسط پندرو ارسال می کند !
با توجه به این شواهد ، وی جرم پندرو را ثابت کرده و پندرو را به زندان می اندازد !
پس از آن ، وی زندگی سابق خود را کنار می گزارد !

[ دوشنبه هجدهم دی 1391 ] [ 19:22 ] [ max ]

Call of Duty: Black Ops II به پرفروش ترین بازی سال 2012 منطقه UK تبدیل شد و بعد از آن نیز بازی FIFA 13 قرار دارد. بازی های Assassin’s Creed III ،Halo 4 و Hitman: Absolution نیز جزو 5 بازی پرفروش این منطقه در سال 2012 بوده اند. همچنین بازی های Far Cry 3 ،Borderlands 2 ،Mass Effect 3 ،Max Payne 3 ،Need for Speed: Most Wanted و Sleeping Dogs نیز در مکان های بعدی قرار دارند.

 

[ دوشنبه هجدهم دی 1391 ] [ 19:10 ] [ max ]

یوبی سافت به طور رسمی قسمت بعدی از سری محبوب Assassin's Creed را تایید کرد. AC: Revelations آخرین قسمت از داستان اتزیو است که در نوامبر امسال برای PS3, X360 و PC عرضه خواهد شد.

این بازی که بخش عمده آن در استودیو مونترال یوبی سافت ساخته می شود، سه گانه داستان اتزیو را به پایان می رساند. در AC: Revelations ، اتزیو با دنبال کردن نشانه های جد افسانه ای خود الطیر، به مرکز حکومت عثمانی در قسطنطنیه می رود. 

به گفته یوبی سافت، بخش چند نفره بازی دستخوش تغییرات و بهبودهای زیادی شده و گسترش پیدا کرده است. نکته جالبی که توسط مجله Gameinformer ذکر شده این است که بر خلاف دو قسمت قبلی، علاوه بر اتزیو و دزموند، الطیر نیز قابل بازی خواهد بود. 

کارگردان بازی آقای Alexandre Amancio گفت: "عرضه آخرین قسمت از سه گانه اتزیو مرحله بسیار مهمی برای ما و طرفداران بازی در سری Assassin's Creed است. AC: Revelations ویژگی ها و سورپرایز های خیلی زیادی را شامل می شود و ما برای نشان دادن آنها در E3 امسال نمی توانیم صبر کنیم."

با توجه به مقاله ی Gleaned و پستی که در NeoGAF گذاشته شده بود، بیشتر بازی در قسطنطنیه (Constantinople) اتفاق می افتد در حالی که بین 4 منطقه ی مختلف روایت میشود: کنستانتین، Beyazid، Imperial و Galata. همچنین بازیکنان از Cappadocia نیز بازدید می کنند.
در بازی اتزیو بیش از 50 سال سن دارد، به همین دلیل است که او در کاور مجله گیم اینفومر پیر به نظر میرسد. او یک آیتم جدید به نام Hookblade نیز در اختیار خواهد داشت که با استفاده از آن میتواند به آن طرف شهر به صورت خطی عبور کند که این امر باعث شده سرعت هدایت او 30 درصد افزایش پیدا کند. همچنین این قابلیت میتواند در گرفتن دشمنان و کشیدن آن ها برای یک ضربه ی محلک مورد استفاده قرار بگیرد. سیستم کنترل بازی اصلاح شده است به طوری که وقتی شما دکمه ی دایره یا B در XBOX360 و PS3 را فشار می دهید، کنترل Hookblade را میتوانید درحالی در اختیار بگیرید که با فشردن مثلث Y درحال کنترل اسلحه ها و بمب ها بودید.
صحبت از بمب شد... قهرمان میان سال ما قادر به استفاده از بیش از 300 نوع بمب در بازی را خواهد بود!!!!!!!!!!
دید عقابی (Eagle vision) نیز به حس عقابی (Eagle Sense) تغییر کرده است: "حس عقابی به شما اجازه خواهد داد که به شخصیتتان متمرکز شوید و ببینید که او کجا باید برود. شما تقریبی از جایی که میخواهد برود پیدا میکنید که قادر به ایجاد یک دام یا کمین برای گاردی که روبروی شما در حال حرکت است را داشته باشید.
مفهوم The Borgia Towers نیز گسترش یافته است و به سیستم جدید به نام لانه های آدمکش (Assassin’s Dens) تبدیل شده است.در بازی شما قادر به از پا در آوردن تمپلارها (Templars) با استفاده از پریدن از بالای آن ها بودید که در بازی این سیستم تقویت شده است و با انواع گوناگونی از حرکات میتوانید به تمپلارها یورش ببرید. هنگامی که Assassin’s Den ساخته شد، شما میتوانید ساختمان ها را در منطقه آپگرید کنید و Ziplines هایی برای استفاده از امکان Hookblade بر روی پشت بام ها بسازید و نگهبانان شهر را متقاعد کنید که به ساخته های شما کاری نداشته باشند. بدنامی نیز باعث میشود کنترل شما بر لانه ها از دست برود.
اگر موقعی نیز لانه شما مورد حمله قرار گرفت و شما در نزدیکی آن لانه نبودین، به نزدیک ترین لانه میتوانید رجوع کنید. در مقاله نیز آمده که شما میتوانید یک اساسین را برای کنترل به یک لانه ی مشخصی اختصاص دهید، که این گونه لانه در امان می ماند.

همچنین مشخص شده که مکانیک ترازبندی بازی (Game’s Leveling Mechanic) از 10 به 15 افزایش یافته است. همچنین Quest های بازی شامل رویدادهای تصادفی خواهد بود (مانند بازی RDR)برای مثال: شما در حال رد شدن از شهر هستید و صاحب مغازه ای را میبینید که در حال دزدیده شدن است و شما میتوانید به کمک او بروید یا به عنوان یک مثال دیگر شما یک دختر کوچک میبینید که به طرف شما می آید و از شما درخواست کمک میکند....
بخش دزموند در بازی نیز این گونه می باشد که دزموند محلی امن به نام Black Room پیدا کرده که در آن منطقه شما قادر به دسترسی به خاطرات دزموند خواهید بود. در بازی نسبت به سری های قبلی شاهد پازل های بیشتری نیز خواهیم بود...: "از طریق دستکاری و استفاده از هندسه، دزموند به دنبال سروسامان دادن تکه های متلاشی شده از ناخودآگاه خود است."
سازندگان بازی نیز از یک تکنولوژی جدید مربوط به صورت یا همان Motion Capture Facial استفاده کرده اند که آن را Mocam خطاب میکنند....: "بازی دارای ادغام جذابی از انیمیشن سنتی است، همین طور دارای استیل جدید و جذاب در نمایش مثل بازی هایی مانند LA Noire می باشد"

شما در بازی مانند گذشته قادر به عوض کردن لباس و اسلحه ها و گرفتن کمک نیز هستید!
بالاخره، مقاله به پایان رسید ولی بیشتر تمرکز ما مانند دیگر طرفداران این بازی به روی بخش مولتی پلیر این بازی است!!!
Assassin’s Creed: Revelations در ماه نوامبر برای XBOX360،PS3 و PCعرضه خواهد شد.

[ پنجشنبه سی ام آذر 1391 ] [ 11:29 ] [ max ]
بازی Prototype 2 عنوانی است که در سبک بازی های Open –World Action ساخته می شود، ناشر این بازی شرکت Activision خواهدبود همان شرکتی که نسخه اول بازی را منتشر کرده بود و ساخت بازی بر عهده Radical Entertainment است. PT2 دنباله ای برای prototype است که برای اولین بار در Spike Video Game معرفی شد. رویداد های بازی در شهر نیویورک اتفاق می افتد البته اصطلاح جدیدی برای این شهر به کار برده شده است این اصطلاح New York Zeroاست. داستان بازی روایتگر رویداد هایی است که برای Sgt.James Heller اتفاق می افتد داستان بازی بیشتر حالت انتقام گیری دارد heller تصمیم دارد که شخصیت اصلی نسخه قبلی یعنی Alex Mercer را نابود کند و انتقام خود را از او بگیرد.
نزدیک به 14 ماه از خرابکاری Mercer می گذرد او باعث شد در شهر نیویورک الودگی ای رخ دهد و باعث ایجاد نابسامانی های زیادی شود . حالا James Heller به شهر بازگشته است. او در راه رفتن به خانه خود است و شوق دیدار همسر و فرزندان او را راحت نمی گذارد او سر مست است او به تازگی از میدان جنگ در Middle East بازگشته است ولی زمانی که به خانه می رسد با اجساد بی جان همسر و تنها دخترش رو به رو می شود ، با دیدن این صحنه ها او دچار افسردگی و ناراحتی ها روحی و روانی می شود و همین عوامل باعث دیوانگی او می شود درنهایت در ماموریتی که داشته است خودکشی می کند تا از ناراحتی که دچار ان شده است اسوده شود او لحظات اخر عمر خود را سپری می کند در حال مردن است در این حال انتظاری هر کسی می رود عابر پیاده ای ، پلیس، حتی صدای ضعیف امبولانس اما در عین ناباوری Alex Mercer که در نسخه قبلی شخصیت اصلی بازی بود او را پیدا می کند البته سعی در نجات او دارد وی به همدردی با او می پردازد و می فهمد که علت کشته شدن همسر و دختر heller ویروسی به نام BlackLight است همان ویروسی که شهر را الوده کرده است ، البته خود mercer در منتشر شدن این ویروس نقش بزرگی داشته است ( به اصطلاح گندزده). وقتی heller به هوش می اید دارای قدرت خارق العاده می شود و می تواند هر کاری بکند در این زمان Mercer مسئولیت منتشر شدن ویروس و کشته شدن همسر و دختر heller را قبول می کند. Heller زمانی که این حرف و قبول مسئولیت کشته شدن همسر و دخترش را از زبان mercer می شنود قسم می خورد که در خیلی زود انتقام انها را از او خواهد گرفت فقط کافی است شانس دومی به دست اورد انتقام Heller از Mercer به خاطر خانواده و شهر است که Mercer باعث نابودی انها شده است. همان طور که گقتم ساخت بازی بر عهده radical است زمانی که این شرکت تصمیم به معرفی بازی داشته از لفظ Heller VS Mercer استفاده کرد نکته ای که وجود دارد این است که شرکت گفته است که انها سعی کرده اند داستان پیچیده برای این بازی اماده سازند تا گیمر بیشتر از قبل مشتاق به انجام چند باره بازی باشد.
[تصویر:  prototype2thumb.jpg]
دستت رو دراز کن همه چیز رو می گیری!!
محیط شهردراین بازی تغییرات چشمگیری داشته است . با وجود الودگی که عامل بدبختی مردم شهر نیویورک شده است Blackwatch Green Zone;و US Marine Crops تمام سعی خود را می کنند تا بتوانند کسانی که از دست این ویروس در امان مانده اند البته به طور موقت ، انها را به مناطق امن منتقل کنند تا بیش از این شهر در اشوفتگی غرق نشود. Yellow Zone: مکان مناسبی برای بازماندگان است که مردم می توانند به زندگی خود ادامه دهند . با این وجود مردم بازهم مورد تهدید هستند در بیرون از این مکان ویروس و در داخل نیرو های امنیتی !! در نهایت Red Zone: بهتر از نام این قسمت را War Zone بگذاریم. جایی که Blacklight به جنگ BlackWatch رفته است . محیط بازی به خوبی طراحی شده است محیط از نظر وجود اشیاء و عوامل نظیر ان غنی است و البته قابلیت انهدام هم دارد شما می توانید محیط پیرامون خود را ویران کنید البته تا جایی که بازی به شما اجازه می دهد. محیط پیرامون شما تنوع خوبی دارد و باعث جذابیت بازی می شود تاثیرات محیطی به خوبی بر روی شخصیت های بازی مشاهده می شود حرکات اکشن و نمایشی به همراه انیمیشن بازی به خوبی طراحی شده است و از نسخه Prptotype 1 خیلی بهتر شده است. جزئیات بازی چند برابر شده است. قابلیت های مختلفی در بازی وجود دارد البته تعدادی از انها در نسخه ی قبلی هم وجود داشت ولی برخی از قابلیت ها نیز جدید هستند یکی از قابلیت ها Sonar نام دارد این قابلیت به شما کمک می کند تا افراد یا اشیا را با فرستادن و دریافت سیگنال پیدا کنید این قابلیت به شما در بازی کمک زیادی خواهد کرد. قابلیت جدید Firearms یا همان اسلحه گرم است که به تازگی در این بازی گنجازنده شده است ( بیشتر شبیه به MiniGun) است و دشمنان جدید به همراه مکان های جدید که باعث جذابیت proToType2خواهد شد. تاریخ رلیز بازی سال 2012 است.
General Structure یعنی مدیر و رئیس گروه سازنده می گوید شاید شخصیت اصلی داستان تغییر کرده کرده است ولی این را بدانید که این به معنی پایان داستان شخصت Alex Mercer نیست دلیل وی برای گفتن چنین حرفی این است که در بازی اول شما درست است بازی را تمام کردید ولی بسیاری از جرئیات که در بازی وجود داشت را کشف نکردید حتی به انها نزدیک هم نشدید وی در اظهار نظری که در مورد شخصیت Alex داشته است چنین گفته است که" ما شخصیت Alex را دوست داریم عاشق او هستیم زیرا اوقات خوبی با او داشتیم این شخصیت یک کاراکتر عالی است من فکر می کنم مردم همانند من عاشق او هستند".
در تصاویری که از بازی منتشر شده است به چندین قابلیت heller اشاره شده است که از انها می توان به سلاح های قبلی موجود در این بازی اشاره کرد .اگر نسخه قبلی را بازی کرده باشید می دید که در مراحلی از بازی Mercer از سلاح های خاصی که دستان خودش بود استفاده می کرد. از سلاح های او می توان ( بر اساس شکل) به سلاح سه خنجر اشاره کرد( همانند سلاح Hogan در بازی X-men) یا سلاح ساتور مانند اشاره کرد از قابلیت دیگر میتوان به این قابلیت اشاره کرد که شما همانند شخصیت های resident Evil می توانید دست خودتان را به سمت اشیا دراز کنید و انها را بگیرید و به سمت خودتان بکشید و در یکی از تصاویر بازی این قابلیت به خوبی دیده می شود که Heller با استفاده از این قابلیت به سلختمانی چسبیده است و از ان بالا می رود یا می توان از این قابلیت برای گرفتن اتوموبیل ها استفاده کند و ان را به سمت دشمنان خودش پرت کنه.
[تصویر:  prototype2.jpg]
توضیحات مختصری در مورد prototype 1 می دهم:
بازی ProToType1 اولین نسخه از این سری بازی است که توسط شرکت Radical ساخته شده و توسط Activision منتشر می شود این بازی در تاریخ June .9.2009 در امریکای شمالی و در تاریخ 10 June در اروپا منتشر شد.این بازی در شهر نیویورک اتفاق می افتد . در این شهر ویروسی منتشر شده است که افراد نظامی برای پایان دادن به کار این ویروس تلاش می کنند . این بازی روایتگر داستان فردی به نام Alex Mercer است او در اثر تغییراتی که ویروس در بدنش ایجاد کرده است قدرت های مافوق بشری پیدا کرده است با این حال او چیزی به یاد نمی اورد و برای همین تصمیم می گیرد از مکانی که هست فرار کند .... کسی که صدای خود را به این شخصیت داده است Barry pepper است.
توضیحی در مورد قابلیت جدید شخصیت Heller با نام Sonar می دهم:
یکی از قابلیت های شخصیت جدید بازی heller است. این قابلیت را بعد از اتفاقات ابتدایی بازی به دست می اورد . این قابلیت به heller این اجازه را می دهد تا بتواند کوچکترین صدا که از محیط پیرامون به گوش می رسد را بشنود حتی می توان حرکت های انسان ها و صدایی که انها با انجام حرکات به وجود می اورند را بشنود. حال این قابلیت در پیدا کردن دشمنان بیشترین کار برد را دارد، البته کارایی ها دیگری برای این قابلیت وجود دارد که مهمترین انها پیدا کردن دشمنان و همچنین پیدا کردن اشیا خاص است. همچنین این امکان را می دهد تا شما برای مدتی امکان Slowing Of Action داشته باشید ( صحنه را اهسته کنید). البته این قابلیت محدود است و نمی توان از ان به مدت زیادی استفاده کرد.
[تصویر:  Prototype-2-4.jpg]
اخرین کلام:
با منتشر شدن تریلر ها و تصاویر این بازی شرکت Activision که ناشر این بازی است می خواهد عنوانی را عرضه کند که می تواند مرز های موجود در بازیها را به چالش بکشاند البته تنها قضاوت از روی تریلر و ها و خبر ها چیزی را نمی تواند ثابت کند باید منتظر باشیم تا دمو های قابل بازی کردن این گیم منتشر شود تا ببینیم که قابلیت ها جدید و همچنین محیط بازی و دیگر موارد این گیم چگونه طراحی و اجرا خواهند شد.
راستی بچه یه چیزی رو بگم: مربوط به این بازی است در اینده وقتی پروژه بازی Call Of Duty که الان نگاه به Call Of Duty3 را قرار دادم تموم شد تصمیم دارم بیوگرافی از شخصیت های بازی یعنی Alex Mercer و James Heller را قرار بدم البته در کنار این دو توضیحاتی در مورد بازی prorotype 1 و همچنین عوامل موثر در بازی خواهم داد . با تشکر

[ پنجشنبه سی ام آذر 1391 ] [ 11:18 ] [ max ]

داستان

بازی های اول-شخص را نمی توان در قسمت داستان، قوی به حساب آورد. به همین دلیل، کسی انتظار یک داستان پیچیده را در این سبک از بازی ها ندارد، اما در Warfighter با داستانی روبرو می شوید که دیگر جذابیتی ندارد. در این چند سال گذشته آنقدر در بازی هایی مانند Modern Warfare ،BF3 و نسخه قبلی Medal of Honor با این سبک داستان ها روبرو شده ایم که دیگر هیجانی در آن ها احساس نمی کنیم. مانند همیشه، عملیات های تروریستی و نیروهای آمریکایی که می خواهند این گروه ها را از بین ببرند. کلیشه ای ترین اتفاقات ممکن برای یک بازی اکشن-نظامی را در این بازی مشاهده می کنید. بازی از جایی شروع می شود که 2 نفر از نیروهای دریایی ایالات متحده به نام های مستعار Mother و Preacher بمبی را روی یک کامیون که مربوط به گروه های تروریستی می شود، قرار می دهند و آن را منفجر می کنند. اما انفجاری که به وقوع می پیوندد، بسیار مهیب تر از این آن چیزی است که آن ها انتظارش را می کشیدند.

تحقیقاتی به عمل می آید و مشخص می شود که این گروه تروریستی در حال جمع آوری مواد منفجره ای به نام PETN هستند. از اینجا به بعد، باید فروشنده این مواد را پیدا کنید و اطلاعاتی درباره فعالیت های این گروه تروریستی بدست بیاورید. از طرف دیگر شخصیت Preacher دارای مشکلات خانوادگی ای است که در اوایل بازی به آن ها پرداخته می شود. در میان پرده های بازی نیز این قسمت ها درباره Preacher اطلاعات جالبی را می دهند، اما واقعاً جای افسوس است که بازی به شکل بسیار بدی از روی این اتفاقات عبور می کند. ترکیب اتفاقات تروریستی اصلاً با صحنه هایی که پیرامون مسائل شخصی افراد نمایش داده می شوند، همخوانی ندارد. اگر قرار بود که یک بازی شخصی تر ساخته شود، باید روند آن نیز تغییر می کرد و یا در مراحل بازی نیز کمی به وابستگی های شخصیت ها اشاره می شد. در یک روند اکشن، نمایش صحنه هایی که مربوط به زندگی یک سرباز می شود، چندان جالب نیست. حداقل به این شکلی که در این بازی مشاهده می کنیم، به هیچ وجه هیجانی ایجاد نکرده است. اگر هدف سازندگان هم این بوده که بازیکنان ارتباط بیشتری با شخصیت بازی برقرار کنند هم نتوانسته اند به هدفشان برسند.

[ سه شنبه بیست و هشتم آذر 1391 ] [ 17:2 ] [ max ]

داستان نسخه ششم سری رزیدنت ایول، درسال ۲۰۱۳ و ۱۵ سال پس از رویدادهای شهر راکون روایت می‌گردد[۳]. بخش اول از 24 دسامبر 2012 آغاز میشود.در شرق اروپا حملات تروریستی روی داده است. جیک مولر پسر آلبرت وسکر برای جلوگیری از این حملات به آنجا فرستاده میشود در این راه شری برکین از بازمانده های شهر راکون جیک را همراهی میکند.شری به جیک میگوید از آنجایی که تو پسر آلبرت وسکر هستی برای توقف تمام این ماجراها نیاز به خون تو است و جیک موافقت میکند تا با شری به جایی برود که از ادامه همه حملات جلوگیری کنند. ناگهان هیولای بزرگی در این راه به این دو حمله میکند.شری و جیک چندین بار با آن مبارزه کرده اما این هیولا آنها را تا چین دنبال میکند. همزمان با این حملات کریس ردفیلد و پی‌یرس نیوانس نیز بخش دوم داستان را رغم می زنند.ایدا وانگ به کریس و پیرس حمله کرده است و بیشتر اعضای گروه BSAA توسط وی کشته میشوند و کریس و پیرس به کشور چین میروند تا وظیفه مقابله با "ویروس-سی" را داشته باشند.[۴]

بخش دیگری از داستان به شش ماه بعد و 29 ژوئن 2013 برمیگردد. لیان اسکات کندی و هلنا هارپر مامور محافظت از رئیس جمهور آمریکا آدام بنفورد هستند. که رئیس جمهور دچار حمله بیوتروریستی میشود.لیان و هلنا به دنبال این هستند که چه کسی در پس پرده این حملات بیوتروریستی قرار دارد تا انتقام خون رئیس جمهور را از وی بگیرند. لیان و هلنا متوجه میشوند که فردی که در حال حاضر کنترل تمامی نیروهای مبارز حملات بیوتروریستی را برعهده دارد درک سیمونز است که خود بر خلاف چیزی که خیلی ها فکر میکنند در پشت حملات قرار دارد.لیان و هلنا به طور مخفیانه با فردی از داخل نیروهای دولتی راهی را برای رسیدن به سیمونز پیدا میکند تا اینکه متوجه میشود تمام این سره نخ ها به کشور چین برمیگردد.لیان و هلنا به چین میروند و متوجه میشوند که جیک و شری نیز در آنجا هستند.لیان ,هلنا , شری و جیک در کنار هم در برابر هیولایی که مدت ها به دنبال جیک و شری بود میجنگند و خود را به سیمونز میرسانند.سیمونز نیز به همراه همکاران خود به آنها حمله و تیراندازی میکند. اما در همین بین فردی به طور مخفیانه آمپولی از "ویروس-سی" را به بدن سیمونز میزند و سیمونز تبدیل به یک هیولای بزرگ میشود.لیان و هلنا در روی ریل قطار در حال حرکت با سیمونز مقابله کرده و موفق به شکست وی میشوند.همه فکر میکنند که تمام ماجراها به پایان رسیده اما ناگهان موشکی وارد خاک چین شده و ویروس-سی را پخش میکند و دوباره تمام مردم دچار این ویروس میشوند.اینبار لیان و هلنا با کریس ردفیلد و پیرس نیوانس مواجه میشوند و با هم به دنبال این خواهند رفت که بفهمند پشت پرده این ماجرا چه چیزی است.[۵]

بخش پایانی داستان مربوط به قسمت دیگری از ماجرای کریس ردفیلد و پی‌یرس نیوانس است.کریس و پیرس در حال مبارزه با حملاتی هستند که در شرق آسیا رخ میدهد.در این بازی، مردم جهان در ترسی مشترک از حملات بیولوژیکی قرار گرفته‌اند و کشوری در جهان، مصون از ایین گونه حملات نیست.[


ادامه مطلب
[ سه شنبه چهاردهم آذر 1391 ] [ 14:10 ] [ max ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

آرشيو مطالب
  • سبحان
  • سه سیب